تأثیر داده های پیشین انسان در فهم متن (نص)
42 بازدید
تاریخ ارائه : 1/26/2013 1:36:00 PM
موضوع: فلسفه

تأثیر داده های پیشین انسان در فهم متن (نص):

از آنجا که هرگونه سخنی در باره متن و نص در حقیقت گونه ای نظر و تفسیر یا تأویل در باب آن متن و نص به شمار می آید، بنابراین، هیچ کسی نمی تواند مدعی باشد که نظر و سخن او در تفسیر یا تأویل آن متن یا نص آخرین نظر و کلام است چرا که هیچ وقت نظر یک شخص یا یک گروه نمی تواند با همه نظرها و نگرش ها در همه زمانها مساوی باشد که تنها در این صورت می شد که نظر یا تفسیر یک شخص آخرین نظر در مورد متن به شمار آید. حتی کسانی که در باره همان متن منکر هرگونه رآی و نظر تفسیرگرایانه هستند نیز با همین انکارخود یک رآی را در باب فهم همان متن اظهار می کنند و بر اساس همان رآی است که به سراغ فهم متن می روند. به بیان دیگر مراجعه به متن همواره به قصد فهمیدن صورت می گیرد. قصد فهمیدن نیز گونه ای تصمیم و گزینش است که به نوبه خود به مقدمات و پیش فرض هایی مبتنی است که در عالم فهم و درک انسانی تحقق می یابد. بنابراین، اگر کسی که مخالف هرگونه تفسیر یا تأویل نص یا متن هست و لذا با مراجعه مستقیم به متن، نظر خود را بیان می کند اگر نظر خود را همانند دیگر انظار بداند که در باره متن یا نص گفته می شود، هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد. اما اگر نظر خویش را عین دین تلقی نماید  به نحوی که انگار این معصوم ع است که از زبان او سخن می گوید باید به آنان متذکر شد که آنچه آنان از سخن معصوم بیان می کنند چیزی جز فهم و درک آنان از متن و نص دینی نیست و جز این هیچ راهی برای فهم یک متن و نص دینی یا غیر دینی وجود ندارد. نکته ای که از این مطلب بدست می آید این است که نظر یا إعمال نظر، خود گونه ای نظریه پردازی است و نظریه پردازی خود مظهر کامل فعالیت عقل به شمار می آید. و از همین جا مطلب دیگری نیز بدست می آید و آن اینکه نقل بدون عقل؛ از اعتباری برخوردار نخواهد بود، چرا که هیچ یک از پیروان و طرفداران نقل و نص بدون تمسک به عقل نمی توانند از نگاه و نظرخود دفاع نمایند. به بیان دیگر چیزی به نام نص و نقل خالص و صرف، وجود ندارد و بدون یاری جستن از عقل یه هیچ روی نمی توان از نقل بهره برداری کرد. از این روی است که به اطمینان می توان گفت: به هیچ وجه نمی توان از سیطره عقل بیرون بود زیرا عقل حاکمی است که هرگز نمی توان آن را معزولش کرد.( ماجرای  فکر فلسفی در جهان اسلام، ج3، 1379،ص255،254) . چیزی که حایز اهمیت است این است که همین عقل گاه خود دست به تحلیل و تفسیر و تبیین می زند و به نتایج دست می یابد و این آنجاست که موضوع و مسأله مورد بررسی در حیطه فهم و درک و تبیین عقل قرار دارد اگر چه داده را از نقل گرفته باشد. گاهی نیز خود به چنین کاری دست نمی زند بلکه حکم می کند که باید آنچه نص یا نقل می گوید أخذ شود بدون اینکه از ناحیه خود تحلیل یا تفسیری بر آن بیافزاید؛ و این درجایی است که درک مسأله از عهده عقل به تنهایی خارج است. روش بررسی مسأله کلامی از نوع نخست عقلی است و از نوع دوم نقلی. وشق ثالثی در میان نیست.