نسبت اخلاق و ایمان
28 بازدید
تاریخ ارائه : 5/29/2012 11:05:00 AM
موضوع: کلام

به نام حضرت دوست و دوستدار زیبایی ها

بگذارید با این سؤال موضوع را پی­گیری کنیم. اگرکسی همه عناصر معرفتی ایمان را از قبیل ایمان به خدا و پیامبری پیامبر گرامی اسلام و معاد و کتب و ... و به عنوان شیعه امامیه اعتقاد به امامت اهلبیت ع را دارا باشد، اما از نظر اخلاقی، رفتارهای ناسازگار با ارزش­های اخلاقی داشته باشد، ایمان یاد شده تا چه حد از ارزش برخوردار است؟ برای پاسخ پرسش یاد شده لازم است تحلیلی به اختصار در باره رابطه ایمان و اخلاق داشته باشیم.

جایگاه اخلاق در انسان شناسی

مراد نگارنده از اخلاق، فضایل و رذایل رفتاری انسان است. تعریف­های مختلفی از انسان را در میان اندیشمندان و فیلسوفان می­توان یافت، از باب مثال، ارسطو، انسان را به «حیوان ناطق» تعریف کرده است. نگارنده با همه احترامی که به تعریف­های فلسفی یا سیاسی از انسان، قایل است؛ تعریفی اخلاقی از انسان ارائه می­دهد. با توجه به این­که معتقدم برای انسان شدن و انسان ماندن عناصر انسانی و به تعبیر دیگر فضایل انسانی ضرورت دارد، بنابراین، بایستی تعریفی از انسان ارائه شود که با آن عناصر سازنده انسانی تناسب داشته باشد. از این­روی، صاحب این قلم بر این باور است که انسان، حیوان اخلاقی است. یعنی انسان یا اخلاقی است یا انسان نیست. با توجه به این سخن، به قطع و یقین می­توان گفت که تنها وتنها با اخلاقی و با فضایل انسانی زیستن، انسان را به مرتبه انسانی می­رساند. به عبارت دیگر، زیست انسانی یعنی با فضایل انسانی أنس داشتن و با فضایل انسانی زیستن. بدین­سان، روشن می­شود که چه ارتباط عمیقی بین اخلاق(فضایل انسانی) و ایمان برقرار است. این ارتباط به قدری مهم است که به نیکی می­توان گفت که درخت ایمان آنگاه به ثمر می­نشیند که بر شاخه­های آن میوه­های فضایل انسانی ظهور و بروز یاید در غیر این صورت، درخت ایمان، حشکیده و بی­ثمر و بلااثر خواهد بود و ایمان بلااثر با بی­ایمانی هیچ تفاوتی ندارد. اگردرخت ایمان را همچنان سبز می­خواهیم، هیچ راهی جزاین­که با عناصر اخلاقی آنرا بیاراییم راه دیگری نداریم. به عبارت دیگر، اگر ایمان را خیمه انسانیت بدانیم عمود آن خیمه، اخلاق و ارزش­های انسانی است اگرعمود خیمه فرو افتد خیمه نیز فرو می­افتد. با توجه به آن­چه به اختصار گذشت، مهم­ترین معیار تشخیص این­که مدعیان ایمان چه مقدار درادعایشان صادق­اند، سنجش آنان درترازوی اخلاق­و فضایل انسانی ­است.[1] به بیانی دیگر، تنها معیارتشخیص این­که مدعی ایمان در ادعای ایمان داشتن، راست می­گوید یا ایمان را اسباب­ِکسب و کاردر دنیای خویش قرار داده است، اخلاق (فضایل انسانی) است. این سخن ثمرات بسیار دلنشین و مهمی در عرصه روابط انسانی دارد که بیان آن ثمرات را به مجالی دیگر وا می­نهم و دراین نوشته به یک نکته از آن­ها اشارت می­کنم و می­گذرم. و آن نکته این است که: اخلاق برتر از دین نشسته است. از این­روی است که دوام و پایداری دین به انطباق آن با ارزش­های بنیادی اخلاق تأمین می­شود و اگر دینی و ایمانی با ارزش­های بنیادین اخلاق سازگاری نداشته باشد نه تنها آن دین و ایمان پایدار نخواهد ماند که مطلوبیت نیزنخواهد داشت. این سخن را در سطح کلان زندگی مسلمانان نیز که همان جامعه دینی باشد می­توان به نیکی سرایت داد بدین معنا که برای این­که بدانیم جامعه دینی واقعاً دینی و ایمانی است راهش این نیست که به دنبال ظواهر و شعارهای به ظاهر دینی و ایمانی بگردیم که هرچه شعاربیشتر و تظاهر به ظواهردینی، بیشتر بود بگوییم جامعه دینی­تر شده است، بلکه به دنبال رفتارهای فردی و جمعی در آن جامعه بایستی بنگریم اگر منطبق با ارزش­های اخلاقی بود، الهی و ایمانی و دینی نیزهست هر چه این انطباق بیشتر باشد دینی بودن و ایمانی بودن آن نیز پذیرفتنی­تر است؛ در غیراین صورت نمی­توان از دینی و ایمانی بودن آن جامعه سخن گفت حتی اگرهمه جا را، از رسانه­ها گرفته تا خیابان­ها واجتماعات سیاسی، مذهبی و... شعارهای دینی پرکرده باشد. بنابراین، برعالمان و فقهای دینی و اندیشمندان و صاحبان دغدغه­های ایمانی ضرورت است که سرمایه­های فکری و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و دینی خود را برای اخلاقی شدن جامعه به کار بگیرند وگرنه دل­خوش داشتن به شعارهای به ظاهردینی، درحالی­که نه تنها ارزش­های اخلاقی سایه­نشین و مورد بی­مهری قرار می­گیرد، بلکه رفتارهای منافی با ارزش­های اخلاقی جامعه را آلوده کرده و می­کند، برازنده عالمان و فقها و ... نیست چرا که آن جامعه در عمل نه دینی و ایمانی و نه اخلاقی است. و لذا دفاع از دین در چنین جامعه به غایت مشکل خواهد شد. تا زمانی دیگر و سخنی دیگر، به درود.

 



[1] - از امام صادق ع نقل شده که فرمود:« به طولانی بودن رکوع و سجود آدمی نگاه نکنید که شاید ازروی عادت باشد و ترکش موجب وحشتش خواهد شد،بلکه به صدق درگفتار و اداء أمانت آن بنگرید.» اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر،باب الصدق و الأمانه، حدیث12. با کمی دقت آشکار می شود که معیار تشخیصِ ایمانِ حقیقی داشتن، نه طولانی بودن رکوع و سجود درنمازو غیر آن، که به راست گفتاری و امانت داری است. اولی از نشانه­های عبادت است که مدعی ایمان اسلامی آن را به جای می­آورد، دومی اما، از نشانه­های اخلاقی بودن است که هر انسانی باید آن را داشته باشد.

از امام حسین (ع)، بزرگ مردِ عرصه آزادگی و مبارزه برعلیه ستمگریِ فرمانرایانِ ستمگر حتی اگر فرمانروا به دروغ عنوان امیرالمؤمنین برخود نهاده باشد،نقل شده که در روزعاشورا خطاب به سربازان و فرماندهانِ فرمانروایِ مستبد و ستمگر که برای کشتن و به تسلیم واداشتن مردان و زنان آزادیخواه و احیاگر سنت پیامبر گرامی اسلام، جمع شده بودند، فرمود:« ای پیروان آل ابی سفیان! اگر دین ندارید لااقل در دنیایتان آزاد مرد باشید.» آری آن سربازان و فرماندهان به ظاهر به نماز می­ایستادند ازنظر اخلاقی و ارزش­های انسانی امّا، چنان سقوط کرده بودند که دیگر نمی­شد نام آنان را انسان نهاد چه رسد به اینکه مؤمنشان نامید. اما اگر همان­ها که برای کشتن فرزند راستین حق و تسلیم ناپذیر در برابر ظلم وستمِ حاکمان وقت، آمده بودند، در جنگ با وی اصول اخلاقی را زیر پا نمی­گذاشتند، می­شد نام انسان بر آنان نهاد هرچند دین هم نمی­داشتند. چه سخنی گویاتر از این که اخلاق عمود خیمه انسانیت است. و تآثیرگذاری ارزش­های ایمانی در گرو ارزش­های اخلاقی است.