عاشورا و زمانی برای بازاندیشی(قسمت دوم)
33 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

عاشورای حسینی و زمانی برای بازنگری در نوع نگاه به آن حادثه جان سوز(2)

به نام حضرت دوست که چهره­ های زیبای زندگی انسان تنها بخشی از ظهور جلوه­ های زیبای آن به شمار می ­آید.

عاشورا تابلویی برای اندیشیدن در دو سوی حیات بشری

یکی از چهره ­های زیبای جمال یار را می ­توان در بخشی از پرده حیات انسانی که توسط نقاش زبردستی چون حسین بن علی که درود خدا و اولیایش بر ایشان باد، به تصویر کشیده شده است، به تماشا نشست. درست شنیدید به نظر نگارنده این سطور، عاشورای سال 61 هجری قمری نمایشی به تمام و واضح و البته دردناک و جگرسوز از حیات آدمی است. این پرده اما دارای ابعاد بسیاری است؛ ابعادی از خوی و خصلت­ های انسانی و الاهی و زیبایی ­هایی از حیاتِ طیبه انسان و در یک کلام، اهورایی؛ از سوی دیگر ابعادی از خوی و خصلت ­های اهریمنی و درنده خویی و وحشی­ گرانه. صاحب این قلم را عقیده بر آن است که نمی­ توان تصویر درست و درس آموز از این پرده به جهان انسانی ارائه کرد مگر این­ که هردو سوی این واقعه شگفت انگیز و البته تأسف بار و گران بار از درد و رنج انسانی، به خوبی و به دقت و بدور از تعصبات مذهبی و قومی و یا از هر نوع دیگرش، بویژه بدور از استفاده­ های ابزاری برای رسیدن به آرمان های صرفاً گروهی و سیاسی، مورد مطالعه و مداقه قرار گیرد. اگر بناست براساس این پرده، تصویری از زندگی مطابق با شأن انسانی و اسلامی برای انسان امروز به خصوص انسان مسلمان بالاخص مسلمان شیعی که بر پیروی از اهلبیت عصمت و طهارت به خود می بالد، ارائه شود، تنها راهش این است که پرتوی از نور دقت و اندیشه و مطالعه به هردوی سوی واقعه عاشورای سال 61 هجری انداخته شود تا هم حقیقت آن­چه در آن قطعه تاریخ روی داده آشکار گردد و هم چراغی باشد فراروی انسان امروز برای گذر از پیچ و خم­ های تو در تویِ زندگیِ پر از آشوب و شرّ و شور. به تعبیر دیگر، عاشورای حسینی گرانبار از دو نوع زیست برای انسان است: یکی زیست انسانی بر اساس پای­ بندی به اصول و ارزش­ های والای انسانی، و دیگری زیست غیرانسانی برگرفته از هوس رانی ­های شیطانی و اهریمنی. برای روشن شدن چهره زیست انسانی عاشورا و گرفتن عبرت­ های لازم از آن، ضرورت دارد تلاش شود تا چهره زیستِ غیرِ انسانی که در محرم سال 61 هجری از سوی حاکمیت و صاحبان قدرت و مدافعان و پیروانِ جیره خوارِآن، به نمایش گذاشته شد، همانند روشنی چهره زیست انسانی، روشن شود تا از این رهگذر بتوان از چشمه عاشورا، جامی از آب زلال  برای رفع تشنگیِ تشنگان معرفت و خاموش کردن آتش جهالت و نادانی برداشت و نیز نشانه ­هایی از راه انسانیت و ایمان و آزاد زیستن و تن به ظلم و ستم ندادن جست­ و جو کرد و هم نشانه های رفتارهای زیست­ غیر انسانی، ظالمانه و ستمگرانه، چه از سوی حاکمیت ­ها و صاحبان قدرت و چه از نوع دیگرش، باز یافت و به تشنگان معرفت، ایمان، و دلدادگان آزادی و آزادگی به نمایش گذاشت. در این صورت می­ توان گفت که پیروان شهید راه عزت و آزادگی و ایمان و معرفت، نشانه ­های درست سعادت حقیقی را از تابلوی عاشورا به خوبی دریافت کرده ­اند و از این روی، اجازه نخواهند داد هیچ کس با هر عنوانی آن ­ها را به ورطه­ ای بکشانند که نتیجه آن جز پایمال شدن عزت و آزادی و آزادگی و در یک کلمه کرامت انسانی نیست. اما اگر همه توجه به یک سوی تابلوی عاشورا منعطف شود و بدین­ وسیله ابزاری برای بر انگیختن احساسات وعواطف ایمانی گردد، نه تنها چراغ عاشورا، راه ایمان و معرفت و آزادی و آزادگی را روشن نخواهد کرد که خود وسیله ­ای برای به جریان افتادن مصیبت ­ها و دردها و رنج ­های دیگری برای گروهی دیگر خواهد شد. به تعبیر دیگر اگر عاشوراییان که احیاناً برخوردار از قدرت وحاکمیت­ سیاسی و نظامی بر آمده از آرمان های دینی می باشند، رفتار اهریمنانه را تنها برای یزیدیان سال 61 هجری قمری منحصر کنند و غفلت کنند از این که شاید خود نیز دچار چنین آسیب خطرناکی شوند که یکی از نشانه های چنین آسیب خطرناک این می تواند باشد که هر نوع مخالفت با خود مخالفت با دین معرفی شود و به همین خاطر نیز خود را مجاز بداند با تمام توان با استفاده از هر وسیله ­ای، به حذف مخالفین خود اقدام نماید،نشانه این است که عاشورای حسینی،  پوستین وارونه بر تن کرده و به نمادی از آن چه که خود برای مبارزه با آن به وجود آمده بود، تبدیل گشته است.  امید که هرگز شاهد چنین روزی نباشیم. درس آموزی درست ـ به گونه ای که مورد اشاره اجمالی قرار گرفت ـ  از عاشورای حسینی در سال 61 هجری قمری می تواند راه به وجود آمدن چنین روزی را سدّ نماید. سلام و درود خدا و فرشتگان و اولیای الاهی بر حسین و اهلبیت ویاران با وفایش باد.تا مطلبی دیگر در همین موضوع به درود.