ضرورت پایبندی به ارزش های اخلاقی از نگاه امیرفضایل انسانی
226 بازدید
تاریخ ارائه : 5/11/2013 8:30:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

ضرورت پای بندی به ارزش ها ی انسانی از نگاه امیر فضایل انسانی

با درود و سلام بر همه کسانی که دل در گرو ارزش های انسانی نهاده و تمام سعی و کوشش خویش را جهت اخلاقی شدن جامعه به کار می بندند و با آرزوی سعادت و خوشبختی و شادکامی برای همه هم میهنان عزیز در هر کجا که هستند. نوشتار حاضر را با تأکید براهمیت ارزش های اخلاقی و تقدم آن بر مسایل انسانی دیگر تقدیم همراهان اخلاقی اندیش می نمایم امید که مورد پسند طبع نازک اندیشان قرار بگیرد.

حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه، که از بلندترین خطبه های نهج البلاغه به شمار می آید، فرمودند اگر قرار باشد انسان در زندگی‌ اش به یک چیزی تعصب بورزد و ایستادگی کند و کوتاه نیاید باید تعصب ورزیدن روی خصلت‌های بزرگوارانه اخلاقی، عملکردهای اخلاقی نیکو، رفتار و مناسبات ستوده باشد، بدین معنا که اگر قرار است انسان در زندگی خود بر روی مسئله ای ایستادگی کند و به هیچ وجه عقب نشینی نکند، "اخلاق" است.[1] مردان الاهی و اخلاقی کسی را به امر نیکویی سفارش نمی کنند مگر این که پیش از آن یا پس از آن، خود، از عمل کنندگان به آن امر نیکو باشند. زندگی پر از فراز و نشیب حضرت علی ع به خوبی بیانگر این نکته می باشد. مگر نه این است که جمع شش نفری که به دستورخلیفه دوم مسلمین برای تعیین خلیفه پس از خود تشکیل شده بود و در آن جمع یکی از اعضا به نام عبدالرحمن بن عوف پیش از همه دستش را به سوی علی بن ابی طالب ع دراز کرد و گفت به شرط این که سیره خلیفه اول و دوم را پیش بگیرد با او بیعت می کند و علی ع در حالی که در بهترین و مناسب ترین فرصت بدست گرفتن زمام قدرت و حکومت بود و می توانست با گفتن یک جمله«می پذیرم» صاحب قدرت و فرمانروای مسلمانان گردد و در حالی که خود را از همه آن هایی که مدعی تصاحب منصب ولایت و زعامت مسلمین بودند شایسته تر می دانست و اکنون که فرصت تاریخی بدست آمده براحتی می توانست به این امر مهم جامه تحقق بپوشاند؛ در عین حال چون پذیرش آن شرایط را به معنای دست کشیدن از آرمان های خویش می دانست به صراحت فرمود شرایط را برای بیعت نمی پذیرد. و بدین ترتیب  به راحتیِ آب خوردن، حکومت را به کناری نهاد و دست از آن شست. درست است! حکومت درنگاه علی ع بی ارزش تر از آب دماغ بز و بی مقدارتر از استخوان خوکی در دست جزامی است[2]مگر این که از طریق آن حقی احیا و راه  ظلم و ستم به شهروندان بسته گردد؛ چه رسد به حکومتی که بر اساس دروغ و فریب بدست آید و یا ادامه یابد. و اینک این رفتار امیرالمؤمنین علی ع را در مواجهه با حکومت، مقایسه کنید با کسانی که به بهانه اصل اثبات نشده ای چون "حفظ حکومت از هر واجبی واجب تر است" به خود اجازه می دهند برای حفظ حکومت نه تنها جان و آبروی شهروندان مخالف و ناهمفکر و منتقد را حتی آبرو و حیثیت اجتماعی و ایمانی مؤمنینی را که مانند آنان نمی اندیشند نیز مورد هجوم قرار داده و آن را به پای حفظ قدرت  قربانی می کنند. آری اگر قرار است آدمی به چیزی تعصب ورزد و به هیچ روی از آن دست نشوید باید به ارزش های نیکوی اخلاقی و رفتارهای زیبای انسانی تعصب ورزد و اگر قرار است در حفظ حکومت اگر چه از نوع ولایت فقیهی اش قدمی برداشته شود می بایستی این مهم در نظر گرفته شود که تا جایی از حکومتی می توان دفاع کرد که آن حکومت در راستای حفظ و نگهبانی ارزش ها و حقوق انسانی نسبت به همه آن هایی که استحقاق زیستن در سرزمین خود را به عنوان شهروند دارند، بکوشد نه این که به بهانه های واهی و از جمله حفظ حکومت حاضر باشد همه آن ارزش ها و حقوق انسانی را زیر پا بگذارد اگر چنین شد دیگر آن حکومت ارزش حفظ و دفاع نخواهد داشت چرا که طبق سخن حکیمانه امیرالمؤمنین علی ع تعصب ورزیدن به ارزش های انسانی و اخلاقی بر تعصب ورزیدن بر حفظ حکومت از هر نوعش، تقدم دارد. تا دیداری دیگر و بیان نشانی از نشانه های راه حضرت دوست بدرود.

[1] - فَإِنْ كَانَ لَا بُدَّ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ فَلْيَكُنْ تَعَصُّبُكُمْ لِمَكَارِمِ الْخِصَالِ وَ مَحَامِدِ الْأَفْعَالِ وَ مَحَاسِنِ الْأُمُور... پس اگر به ناچار تعصّب ورزيدند بايد، در خويهاى نيك و گزيده و كردارهاى پسنديده، و كارهاى نيكو باشد... فَتَعَصَّبُوا لِخِلَالِ الْحَمْدِ مِنَ الْحِفْظِ لِلْجِوَارِ وَ الْوَفَاءِ بِالذِّمَامِ وَ الطَّاعَةِ لِلْبِرِّ وَ الْمَعْصِيَةِ لِلْكِبْرِ وَ الْأَخْذِ بِالْفَضْلِ وَ الْكَفِّ عَنِ الْبَغْيِ وَ الْإِعْظَامِ لِلْقَتْلِ وَ الْإِنْصَافِ لِلْخَلْقِ وَ الْكَظْمِ لِلْغَيْظِ وَ اجْتِنَابِ الْفَسَادِ فِي الْأَرْض‏... پس تعصّب ورزيد در حمايت كردن از پناهندگان، و همسايگان، وفادارى به عهد و پيمان، اطاعت كردن از نيكى‏ها، سرپيچى از تكبّر و خود پسندى‏ها، تلاش در جود و بخشش، خود دارى از ستمكارى، بزرگ شمردن خونريزى، انصاف داشتن با مردم، فروخوردن خشم، پرهيز از فساد در زمين، تا رستگار شويد. نهج البلاغه،خطبه 192 معروف به خطبه قاصعه.

[2]دنياکم هذه ازهد عندی من عفطة عنز» دنیای شما را به چیزی نمی شمارم  و حکومت را پشیزی ارزش نمی گذارم. نهج البلاغه، خطبه سوم.عبارت «دنیاکم» اشاره به حکومت است.  

«والله لدنیاکم هذه اهون فی عینی من عِراق خنزیر فی ید مجذوم» نهج البلاغه کلمات قصار 236

به خدا که این دنیای شما در دیده من خوارتر از استخوان خوکی است که در دست جذامی باشد.