ضرورت توجه به خرد و خردورزی(قسمت نخست)
79 بازدید
موضوع: کلام

ضرورت توجه به اهمیت خرد و خردگرايي درحیات مسلمین(1)

 با درود به همراهان راه حضرت حق.

خرد به عنوان یکی از بزرگترین و شگفت انگیزترین جلوه های وجودی حضرت حق سبحانه و تعالی در میان مسلمانان از چه جایگاهی برخوردار است؟ به عبارت دیگر، مسلمین در عصر حاضر چه سهمی از این امر مهم در حیات بشری دارند یا می توانند داشته باشند؟ صاحب این قلم را سعی بر این است طی نوشتاری چند توضیح دهد که راه خردورزی برای دست یابی به قله های پیشرفت و تعالی زندگی ایمانی باز است، مسلمانان نیز مانند ملت های مترقی و پیشرفته برای دست یابی به قله های تعالی پیش رو، چاره ای جز پیمودن راه خردورزی ندارند.

خرد و خردورزي يكي از اركان اصلي حيات معقول آدمي به شمار مي­ آيد. به گونه­ اي كه بي­ توجهي به آن در پذيرش و توضيح امور مربوط به حيات آدمي، به ويژه در حوزه مدیریت های سیاسی، علمی،  فرهنگي و دينداري، كمترين ضرر و زيانش، سست و لرزان در آمدن اركان معرفتي و دينداري مي­باشد. ودر نتيجه باز شدن راه خرافه و موهمومات و باورهاي سست بنياد و حتي بي­ بنياد به سرزمين اعتقادات و باورهاي ديني و ايماني را، بدنبال خواهد داشت. و پر واضح است كه در اين صورت دود اين آتش ضمن این که آسمان مدیریت های مربوط به حوزه اجتماعی را تیره و تار ساخته بلکه چشم دين و دينداري را نیز نابینا کرده و مؤمنین را از دست یابی به حقیقت و تشخیص صحیح از سقیم باز خواهد داشت. از اين­ رو است كه مي­ بينيم پيامبر خدا در سفارشي به علي ا­بن­ ابي­طالب مي­ فرمايد آنگاه كه مردم با  انواع نيكي­ ها به سوي خدا تقرب مي­ جويند تو با انواع خرد و تعقل و دانايي به سوي او راه پيدا كن؛ كه بر آنان پيشي مي گيري.[1] و اين خود نشان از اهميت بسيار زياد خرد و تعقل از منظر اسلام دارد. بنابراين، برانديشمندان و خردمندان جامعه اسلامی است که سعی و تلاش کنند تا درخت خرد و خردورزی در اين سرزمين به بار بنشيند تا ويژگی­ های ديگر انسانی در سايه خرد و خردورزی به مطلوب ­ترين صورت درخدمت انسان قرار بگيرند. 

خاتمیت و اهمیت خردورزی انسان مسلمان

مسلمانان نه تنها نسبت به منبع آسماني خود بي­ تفاوت نيستند، بلكه معتقدند منبع وحياني­ كه در اختيار آن­ ها قرار گرفته است، سرچشمه آب حيات انساني و خارج كننده انسان از تاريكي­ ها به روشنايي است. و به عبارت ديگر، آن را كتاب هدايت و راهنماي بشر مي­ دانند. بنابراين، دور زدن يا بي­ مهري نمودن به آن را در حقيقت دور زدن يا بي­ مهري نمودن به، مشعل­ هاي هدايت و روشنايي در ظلمت و تاريكي مي­ دانند.  با توجه به اين نكته، سؤالي­ كه رخ مي­ نمايد اين است­ كه مسلمانان در ميدان فهم و شناخت اموري­ كه به حيات فلسفي، علمي و اجتماعي، سياسي، فرهنگي و هنري بويژه به حوزه دينداري آن­ها مربوط مي­ شود، تا كجا مجازند بر اسب خردگرايي سوار شده و در ميادين ياد شده جولان دهند؟

در پاسخ به اين پرسش مي­ توان اهميت جايگاه خرد را در سه مرحله مورد بررسي قرار داد، نخست، پايان نبوت. و دو دیگر اعتقاد به غيبت امام معصوم(ع) که مسلمانان شیعی مذهب به آن ایمان دارند. و در مرحله سوم از نگاه آيات و روايات. نگارنده با نگاهي گذرا موضوع خردورزی را با توجه به سه زاویه یاد شده به بررسی می نهد تا نشان دهد كه خرد و خردورزي چه جايگاه رفيعي مي ­بايستي در ميان مسلمين مي­ داشت.

مرحله نخست: پايان پيامبري و گسترش دايره خردورزي

همه مسلمانان به اتفاق قايل­ اند به اين­ كه بعد از پيامبر بزرگ اسلام ديگر در آسمان نبوت، هيچ پيامبري ظهور نخواهد نمود. بنابراين، نبايد منتظر آمدن رسولي از رسولان الاهي بود. و مي­ دانيم حضور پيامبر خدا در ميان مردم با ويژگي مهمي همراه است كه در غير پيامبر يافت نمي­ شود. و آن عبارت است از اين­ كه مردم در برابر پيامي كه پيامبر ازسوي خدا مي­ آورد  بايد سرتسليم فرود بياورند و نبايد در برابرآن چون و چرا كنند. و به تعبير ديگر، مردم وظيفه دارند از پيامبر خود از آن جهت که پیامبر خداست اطاعت محض داشته باشند. و مجاز نيستند راه به چالش كشيدن پيامبرخدا را بپيمايند. و اين به دليل اين است كه پيامبر از آن­ جهت كه پيامبر است سخنش معتبر است و حجیت دارد. و به عبارت ديگر، شخصيت پيامبر به تنهایی پشتوانه حجيت و اعتبار سخن آن را به عهده دارد. از اين­ رو، عقل و خرد يك مؤمن در پذيرفتن سخنان پيامبر خدا دست به دامن استدلال نمي­ شود بلكه چون سخن پيامبر خداست، مي­ پذيرد. كافي است در اين زمينه به دو آيه از آيات قرآن كريم توجه كنيم. در يكي مي­ فرمايد: «... ما آتاكم الرسول فخذوه و مانهاكم عنه فانتهوا ...» آنچه را كه رسول خدا آورده بگيريد و از آنچه نهي­تان نموده دوري گزينيد. (سوره حشر/7).

در آيه ديگر مي­ فرمايد: قسم به پرودگارت ايمان نياورده ­اند مگر اين ­كه اولاً تو را براي رفع مشاجراتشان داور قرار دهند و ثانياً در پذيرش آن­ چه تو در باره آن­ ها داوري مي­كني در دلشان هيچ­گونه ناراحتي نداشته باشند و خود را كاملاً بر آن­چه تو حكم نمودي تسليم نمايند.(نساء/65 )

پایان پیامبری پایان حجیت سخن بر پای شخصیت گوینده

پايان پيامبري، مهمترين پيامدش اين بود كه ويژگي ياد شده نيز به پايان رسيد. يعني بعد از اين هيچ­ كس نيست­ كه شخصيت او پشتوانه اعتبار سخنش باشد. هركس براي معتبر ساختن سخنش بايد دست به دامن دليل معتبر باشد. از اين به بعد، بايد از هركسي دليل مطالبه نمود. و مطالبه دليل از هركس نشان از اين دارد كه بعد از اين اعتبار هرسخني از هر كسي نه به پشتوانه شخصيت آن، كه به پشتوانه دليل معتبر تأمين خواهد شد. ونفس همين مسأله میدان درك و فهم عقلاني را فوق العاده فراخ می نماید. چرا كه مسلمانان بعد از پيامبر اسلام براي حل مشكلات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و مدیریتی از یک سو و ديني و ايماني از سوی دیگر راهي جز درازكردن دست نياز به سوي خرد و تعقل و خردورزي، ندارند. در گفتار بعدی همین موضوع را از منظر یکی از مهم ترین اعتقادات شیعیان دوازده امامی یعنی غیبت امام دوازدهم پی می گیرم. تا دیدار بعدی بدرود.   

[1] - ر.ك.به ابن سينا، رساله معراج نامه، مقدمه و تصحيح و تعليق نجيب مايل هروي،ص94.