ضرورت توجه به خرد و خردورزی(قسمت دوم)
43 بازدید
تاریخ ارائه : 6/23/2013 7:33:00 AM
موضوع: کلام

ضرورت توجه به  خرد و خردورزی (قسمت دوم)

اعتقاد به غیبت امام دوازدهم در میان شیعیان و تأثیر آن در گسترش  دامنه خردورزی

با یاد و نام حضرت دوست و با درود به یاران همراه. و با تبریک روزهای مبارک شعبانیه به ویژه نیمه شعبان که متعلق به حضرت مهدی ع بزرگترین راز الاهی درمیان بشر و با امید به ساختن جامعه ای که بتواند شایسته نام مبارک ایشان باشد.

در قسمت پیشین نوشتم که پایان یافتن دوران پیامبری در میان مسلمانان، مهم ترین رویدادی بود که جا را برای میدان داری خرد و خردورزی برای فهم معارف انسانی به ویژه معارف ایمانی فراخ کرد و اینک موضوع بحث را با نگاهی کوتاه به اعتقادی دیگر این بار اما، درمیان گروهی از مسلمانان یعنی شیعیان دوازده امامی پی می گیرم.

  درميان مسلمانان، پيروان مذهب تشيع بر اين باورند که بعد از پيامبر اسلام مردم درصدر اسلام هنوز از توانمندي ­هاي لازم، براي رفع نيازمندي ­هاي فكري و نظري در حوزه ديني برخوردار نشده بودند تا بتوانند به تنهايي از عهده حل مشكلات ديني و ايماني خود برآيند و لذا دوازده نفر از بهترين افراد را كه به مباني نظري و عملي اسلام به خوبي آگاهي داشته و از نظر طهارت باطني به كمال خود رسيده بودند، همراه امت خود ساخت تا مردم در مواجهه با مشكلات ديني و موانعي كه احياناً براي دين و دينداري به وجود مي ­آمد با كمك آن­ها به حل مشكلات ديني قيام كنند. شيعه از آنان با عنوان امامان معصوم ياد مي­كند و معتقد است كه آن بزرگواران در رفع نيازهاي ایمانی مردم، همچون پيامبر اسلام، معصومانه عمل مي ­كردند و دقيقاً به همين خاطر، سخن آنان در موضوع یاد شده را همانند پيامبر اسلام معتبر و حجت می دانستند. بدين ­معنا كه چون آن بزرگواران هرچه در زمينه تبيين وحي و بيان وظايف ديني مردم مي ­گويند از منبع وحي و آن چه از پيامبر اسلام اخذ نموده­ اند، مي ­باشد؛ به اعتبار حجيت پيامبر، سخن آنان نيز از حجيت برخوردار مي­ شود. با اين بيان آشكار مي ­شود كه با حضور  ایشان اگر مشكل ديني به وجود می آمد با مراجعه به امام معصوم، مشكل را مي ­توان حل كرد. ولي در مقطعي از تاريخ امامت، بر اساس اراده خداوند آخرين معصوم به پس پرده غيبت می رود و به ناچار براي مدت نا معيني از ديده ­ها غايب می شود. از اين به بعد، بدون حضور ايشان بايستی مشكلات ديني و ايماني و معارف الاهي حل و تبيين شود. با اين وضعيتي­ كه به وجود آمد آخرين اميد دسترسي به كساني­ كه اعتبار سخنشان از شخصيت خود آنان ناشي مي ­شد به پايان خود مي ­رسد. و بعد از اين، همه عالمان و دانشمندان مسلمانان که قدرت درک و فهم مسایل خرد فهم را دارند، در فهم معارف الاهي در يك رديف قرار مي ­گيرند و بايستي خودشان گليم خودشان را از آب بيرون بكشند. و ديگر بعد از اين هيچ­ كس نيست كه سخنش به اعتبار شخصيت خودش تأمين ­شود. بلكه همه بايد براي اعتبار بخشيدن به سخن خود از دلايل روشن و واضح استفاده نمايند به گونه ­اي كه هركس كه انديشيدن بداند، بتواند آن ادله و مقدماتشان را بفهمد و در صورتي كه از قدرت تحليل و تبيين ادله برخوردار باشد، بتواند آن ادله را به نقد بكشاند. بعد از اين، عقل و خرد و قدرت فهم و درك آن، به تنها منبعي تبديل مي ­شود كه به ناچار معارف به جاي مانده از پيامبر و ائمه معصوم نيز بايد به واسطه آن درك و فهم شود. و هيچ منبع ديگري نمي ­تواند جاي آن را بگيرد. با توجه به آن چه گفته شد، روشن مي ­شود كه در دوران ختم نبوت و غيبت امام معصوم چه مقدار ميدان وسیعی براي گسترش خردورزي و تحليل ­هاي دقيق عقلاني توسعه پيدا مي ­كند كه اگر مسلمانان شیعی بتوانند به خوبي از اين موقعيت استفاده كنند، بدون این که منبع وحياني و مسلمات روايي را دور بزنند، درست در ميدان جازبه منابع وحياني، به خوبي مي ­توانند با استفاده از همان منابع، و منابع معتبر ديگر، راه گسترش آگاهي ­هاي ديني و ايماني در حوزه دينداري و نيز عمق بخشيدن به آن ­ها را هم چنان باز و پر رهرو نگاه دارند. و با تكيه بر ايمان به خداوند، راه به دست آوردن دانش ­هاي ديگر را در حوزه های علوم تجربي و انساني و رسيدن به توسعه همه جانبه بدون اين­ كه مرزهاي اين دو را در هم بياميزند، طي كنند.

تا بدين ­جا آن چه گفته شد از نگاه بيروني و بدون استناد به منابع درجه اول متون اسلامي بود. در نوشته بعدی اهميت خرد وخردورزي را با استناد به منابع درون ديني[آيات و روايات] پي مي­ گيرم. تا دیدار بعدی بدرود.