ضرورت توجه به خرد و خردورزی(قسمت سوم)
64 بازدید
تاریخ ارائه : 8/2/2013 1:25:00 PM
موضوع: کلام

جايگاه خرد و خردورزي از منظر آيات و روایات

با یاد ونام حضرت دوست و با درود و سلام بر همه آنانی که در تلاش اند تا ابرهای سپهر حیات انسانی با خردورزی و اخلاق محوری بارور گشته  و با باریدن قطرات با طراوتش زمین رفتار آدمی را به سبزه زاری از رفتارهای با صفا و دوست داشتنی تبدیل نماید. و با درود و سلام به پیشگاه شاخص و نمونه انسانیت و شهید راه پاکی و اخلاق و ارزش های انسانی، علی بن ابی طالب (ع) که با شمشیر جهالت و بی خردی فردی که نمادی از اسلام ورزی بی خردانه و جاهلانه بود، به شهادت نایل آمد.

در دو قسمت گذشته گوشه ای از اهمیت و جایگاه خرد و خردورزی را از دو زاویه متفاوت به محضر صاحبان اندیشه ارائه شد و اینک در قسمت سوم این نوشته، جایگاه خرد و خردورزی را  با نگاهي به آيات قرآن كريم و  روایات معصومین (ع) پی می گیریم، تا آشكار گردد كه خرد و خردورزي و به كارگيري خرد در فهم و درك مسايل مهم حيات آدمي چه اهمیتی دارد. دو گروه از آيات مورد اشاره قرار مي ­گیرد:

گروهي که به صورت اثباتي آدمي را به خردورزي فرا مي ­خواند و گروهي که نكوهش مي­كند كساني را كه در زندگي به جاي به كارگيري خرد، راه تقليد و پيروي توده ­وار از شخصيت­ ها و مراجع فکری و كساني­كه در حيات ديني و اجتماعي آن ­ها تأثیر بسیاری دارند، را پيش گرفته ­اند.

خداوند آن گاه كه نشانه هاي قدرت و عظمت خود را در آفرينش شگفتي ­هاي عالم به ميان مي كشد، مي ­گويد اين همه نشانه ­اي است براي كساني ­كه از خرد بهره­ اي و با خردورزي انس و الفتي دارند.[1]

در جاي ديگر از احوال كساني­كه زندگي و حياتشان را به جهنمي از رنج و اندوه تبديل ساخته ­اند، خبر مي­ دهد، كه مي­ گويند: « اگر به درستي از موهبت خرد بهره مي ­برديم و طريق خردورزي را مي پيموديم دچار چنين جهنمي از رنج و اندوه نمي ­شديم»[2].

قرآن كريم از گروهي از انسان ­ها  ياد مي ­كند كه در پاسخ به دعوت انبيای الهي كه از آن­ ها مي خواستند دست از پرستش و ستايش بت­ ها بردارند، و به سوي معبود حقيقي روي آورند، اظهار مي­ کردند كه ما در اين امور به آثار پدران خود اقتدا و از آن ­ها تقليد مي ­كنيم، آن گاه با زبان نكوهش به آن­ ها گوشزد مي ­كند كه چگونه به جاي اين كه فكر و انديشه خود را به كار بگيرند چشم­ هاي تيز بين خرد را كور كرده و با عصاي پوسيده تقليد راه مي ­پيمايند.[3]

به نیکی می توان فهمید، وقتی خداوند آدمي را به خردورزي و تفكر در آيات و نشانه­ هاي شگفت انگيز در طبيعت، فرا مي ­خواند، و نکوهش می کند کسانی را که در عبادت بت ها و ترک عبودیت خداوند متعال، به پیروی از پدران خود مباهات می کنند، نشان از این دارد که خرد و خردورزی برای تشخیص حق از باطل و اندیشه درست ازاندیشه نادرست پیش خداوند بسیار عزیز و طی کردن مسیر خردورزی از ضرورت آشکاری برخوردار است.

خرد و خردورزي از منظر روايات

و تنها آیات وحیانی نیست که جایگاه خرد و خردورزی را بزرگ می شمارد  بلکه در میان آثار برجای مانده از پیشوایان معصوم  نیز به روشنی جایگاه بلند خرد و خرد ورزی را می توان بدست آورد. با نگاهي به چند روايت از پيشوايان ديني، سخن را پي مي­ گيريم.

1 ـ  از پيامبر اسلام نقل شده است كه فرمودند: «خير و صلاح، همه­ اش، در زير نگاه­ هاي تيزبين خرد قابل تشخيص است. و كساني­ كه خرد خود را به كار نمي ­گيرند نمي­ توانند مدعي دينداري باشند.»[4]

2 ـ  از علي بن ابي طالب(ع) نقل شده كه فرمود: « انسان بودن انسان به عقل و خرد اوست»[5]

با توجه به اين سخن، اگر از انسان خردورزي را بگيرند، گوهر اصلي انسانيت را از وي ستانده ­اند. نگارنده مدعي نيست كه اين سخن همان چيزي است كه در دوران مدرن فيلسوف بزرگ فرانسوي رنه دكارت مطرح ساخت كه منشأ تولد خرد جديد و به تبع آن دنياي جديد در مغرب زمين شد، اما مدعي است كه اگر اين سخن از امام علي جدي گرفته مي ­شد و زواياي گوناگون و حقيقي آن كاويده مي ­شد مطمئناً نتايج بسيار مهم و تأثيرگذاري بر جاي مي­ گذاشت كه اوضاع جامعه اسلامي را بهتر از اين ­كه هست مي­ ساخت.

3 ـ  از امام صادق نقل شده است كه فرمود: حجت خدا بر بندگان، انبياء [يعني خداوند حجت خود را بر آدمي از طريق انبياء تمام نمود] و حجت ميان آدميان و ميان آنها و خدا، خرد است.[6]

بدآن چه گفته شد آشكار می شود كه خرد و خردورزي در منظر آیات و روایات چه جايگاه رفيعی دارند تا جايي كه علي بن ابي طالب(ع) گوهر انسانيت آدمي را خرد مي­ شمارد و صادق آل محمد ص حجت میان خدا و انبیاء از یک سو و انسان از سوی دیگر را خرد معرفی می کند.

با توجه به آن­ چه گفته شد و با توجه به اين نكته بسيار مهم كه هيچ ديني بدون سنت خردورزي نه تنها به شكوفايي نمي ­تواند دست يابد بلكه اساساً زنده بودن و ادامه حياتش، محل ترديد است؛ مسلمانان، هم از آن رو كه موجودات متفكري هستند و هم از آن­رو كه خداوند آن­ها را به فكر كردن و انديشيدن و به كارگيري خرد فرا خوانده، و هم از آن­رو كه زنده ماندن سنت خردورزي جامعه اسلامي در گرو خردورزي آن ­هاست، بايستي خردورزي كنند. كه فكر كردن و انديشيدن به شيوه عقلاني، از مسايل گريزناپذير آن ­ها است.

جوان مسلمان و خردورزي

مطلب مهم ديگري كه بايستي مورد تأكيد قرار گيرد اين است كه اگر جوان مسلمان بخواهد دين و باورهاي ديني ­اش نه برخاك تقليد و پيروي از ديگران، كه بر خاك معرفت وتحقيق ريشه داشته باشد به گونه­ اي كه هيچ وقت دست از پرسيدن، چون و چرا كردن برندارد و نيز فرديت خود را به پاي غرق شدن در وجود ديگران قرباني ننمايد، بايد خردورزي را همانند نفس كشيدن كه براي ادامه حيات ضرورت دارد، ضروري بشمارد.

از يك مؤمن حقيقي و صاحب خرد پذيرفتني نيست كه همانند برگ درختي باشد كه در ميان امواج طوفان بدون اراده وتصميم به هر سو كه باد مي­ برد، مي­رود. يك مؤمن كه از موهبت خرد و خردورزي بهره­ مند است نبايد به رنگ احساسات و عواطف توده ­وار، كه نتيجه ­اي جز بي­ شكل و بي تمايز در آوردن آدم­ ها ندارد، در آيد؛ تا بتواند اعتقادات، باورها و نيز رفتارهاي بر آمده از احساسات و عواطف توده ­وار را به ميزان خرد و خردورزي بر نهد. تا، اگر باوري، اعتقادي، در آمدن به ايماني را بر مي­ گزيند، آگاهانه و همراه با تصميم انديشمندانه باشد. البته ناگفته پيداست كه به چنين مقامي و منزلتي دست پيدا كردن بدون تلاش فكري و به كارگيري خرد، طمعي خام در سر پروراندن است.

عبادت و گناه از منظر دينداري معرفت­انديشانه

بالاخره اين­كه، براي يك مؤمن حقيقي و صاحب خرد و خردورزي، پرسيدن ­ها، و بازپرسيدن ­ها و بازشناختن ­ها، شك كردن ­ها، انديشه ­ورزيدن ­ها، خود از عبادت ­هاي مهم به شمار مي ­آيد. چرا كه ساعتي سر در جيب تفكر فرو بردن، بهتر از سال­ ها عبادت بدون تفكر و خردورزي است. و نيز تسليم غير نقادانه به باورها و تن دادن به عوام­گري ­ها و خود را در بند خرافات و مشهورات گرفتار نمودن، و منع خود از تأمل و ترديد، خود گناهي غير قابل چشم پوشي است. تا دیداری دیگر بدرود.


[1] -  سوره بقره/ آيه 164، سوره روم/ 24، سوره نحل/ 12.

[2] -  سوره ملك/ 10

[3] -  سوره شعراء/ 69- 74، سوره زخرف/ 22- 24

[4] -   و فرمود صلّى اللَّه عليه و آله: هر خيرى از خرد خيزد و آن را كه خرد نباشد دين نباشد. رهاورد خرد- ترجمه تحف العقول، معانى والا در سخنانى كوتاه از پيامبر صلى الله عليه و آله ..... ص : 42.

[5] -  غررالحكم، به نقل از حكيمي، محمدرضا، محمد، علي، الحيات، ج1،فصل سوم.

[6] -  اصول كافي،ج1/ 25