مشروعیت فرمانروایی از نگاه نهج البلاغه
19 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ نشده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
یکی از اشکال معروف فرمانروایی سیاسی که سایه سنگینی از خود در زندگی بشر بر جای گذاشته است و همچنان در برخی از مناطق جغرافیای مسکونی انسان ایفای نقش می کند فرامانروایی الاهی است که حکومت را اختصاص به خدا یا خدایان می داند که در نهایت زمام حکومت را به نماینده ها یا جانشینان آنان در روی زمین می سپارد. در جهان اسلام نیز این نوع فرمانروایی تاریخ دیرینه ای دارد که از آن به خلافت یاد می شود که البته در برخی مذاهب اسلامی مانند تشیع اثنی عشری دست کم در میان گروهی از دانشمندان این مذهب، خلافت به عنوان شأنی از شؤون امام معصوم که خود جانشین پیامبر گرامی اسلام ص که این یکی نیز نماینده خدا در زمین است، تلقی می شود. از این روی سایه سنگین فرمانروایی الاهی را همچنان در مناطقی از جهان اسلام از جمله ایران بعد از انقلاب اسلامی 1357 خورشیدی می توان حس کرد. نوشتار حاضر در صدد است تا نشان دهد که نظریه فرمانروایی الاهی به عنوان یک نظریه سیاسی و حکومتی در میزان تحقیق وزنی ندارد، و کاملاً پذیرفتنی است که منشاء مشروعیت فرمانروایی سیاسی همان مردمی باشند که بر آنها حکومت می شود. و این سخن مورد تایید منابع دینی نیز می باشد و اینک، گشت وگذاری در منابع دینی می کنیم تا نشان دهیم که نظریه یاد شده نه تنها هیچ گونه تعارضی با داده های دینی ندارد بل سخنان زیادی را در میان متون دینی، می توان یافت که آن را تأیید می¬کند و از میان منابع دینی یکی از معتبرترین و مهم ترین آن ها را مورد مطالعه قرار می دهیم و آن کتاب گرانسنگ نهج البلاغه است .